مـداد سفید

۱۹دی

هرجور حساب میکنم میبینم اگه بچه پرورشگاهی بودم زندگی برام لذت بخش تر از الان بود

یه دفعه میفهمیدم خونواده ای ندارم ازاول  نه اینکه به وسط راه برسم وبهمم اینایی که پیشتن خونواده نیستن

خوش به حال بچه های پرورشگاهی

۱۹دی

خسته شدم ازاین زندگی از این خونواده از خدا

چرا هیچ راهی نیست خودمو نجات بدم چرااینقد من بدبختم

هرروز کل مشکلات زندگیم خونواده ای که حالم ازشون بهم میخوره  میاد توذهنم

میخوام راه حل پیدا کنم میبینم هیچ راهی نیست

مثل این میمونه افتاده باشی تو فاضلاب هی دست وپا بزنی به هیجا نرسی

هرروز باخودم میگم بیخیال خدا شو چقد صداش کنی واون هیچکاری نکنه اصلا هست؟ اگه هست این چه زندگی ایه من دارم درحق کی بد کردم مگه نفرینش منو بگیره این عوضیایی که باهاشون زندگی میکنم بهشون میشه گفت خونواده اخه

اگه قدرت داشتم همین خدایی که منو خلق کرده رو زجر میدادم بفهمه درد چیه براخودش بنده خلق نکنه

۰۳مرداد
زهرا
۲۸تیر

صاحب این وبلاگ کجاست؟     http://minor.blog.ir/


سلام خوبین ؟حال واحوال چطوره ...صد بار باید بگم حذف نکنین تا ادم چن روز نمیاد یکی یکی میرین

۰۸تیر

هرروز که از خواب پا میشم تا شب یه حرفو رو صد بار تو ذهنم تکرار میکنم روز بعد دوباره از اول...

باید یه روز تمومی داشته باشه

یه روز تموم شه وتکرارش نکنم

باید اون چیز تو ذهنم قشنگ تثبیت شه اما حیف حیف که هر روز میگم از فلان چیز بدم میاد اما دوباره ودوباره ودوباره....

انتظار داشتن از یه سری ادمای بیخود مزخرفه

اینکه ادم یه حرفیو صد بار به بعضیا بگه اما بازم همون کارا تکراربشه ...

کسی که ادم براش عزیز باشه خودش درک میکنه لازم به گفتن نیست اما...وقتیم من مهم نیستم چرا فکر کردن هرروزه به اون مسئله یه بار تو ذهن باید گذاشت کنار اما چرا نمیشه نمیدونم..

تکرار اشتباهات هرروزه.....

۳۱خرداد



پژوهشگران علوم رفتاری پی برده اند که اگر مادران به هر دلیل (بچه زیاد، فشارهای مالی، مشغله زیاد و...) نتوانند مراقبان خوبی برای فرزندانشان باشند و دلبستگی ضعیفی با بچه ها داشته باشند، ممکن است بر مدارهای اعتماد و ایمنی فرزندشان، تاثیری منفی گذارند.

آنچه اهمیت این موضوع را دوچندان می سازد این است که زنها "وارث" رفتار مادرانه مادرشان (خوب یا بد) هستند و این اندوخته را به دختران و نوه های دختری شان منتقل می کنند.

اگر چه خود رفتار به لحاظ ژنتیکی نمی تواند منتقل شود، ولی قابلیت مراقبت از دیگران منتقل می گردد، چیزی که امروزه دانشمندان آن را توارث غیرژنی نام نهاده اند .

خدایا من مثل مادرم نشم):،خیلی زجر اوره ادم ناخواسته جوری بشه که دوست نداره  وهیچ وقت دوست نداشته بدش میاااااد):

۲۶ارديبهشت

به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنم
بازىِ خطرناکى بود اما به ریسکش میارزید
+سلام
-سلام...شما؟
+غریبه
خدا خدا میکردم که دیگر پیامى نگیرم
آخر قرارمان این بود که ناشناسى واردِ حریممان نشود
-میشه خودتونو معرفى کنید؟
نوشتمو نوشت
ساعتها برایم گفت
از تنهایى اش
از گذشته اش که پاک بود از آدمها
نالید از عشقهاى امروزى
گفت منتظر است یک دانه نابَش سرِ راهش قرار گیرد...
با شماره ى خودم پیغام دادم جواب نداد
براىِ غریبه اما،
حاضر بود جانَش را بدهد
عجیب بود که دیگر خبرى از شلوغىِ کارَش نبود
عجیب بود که دیگر دستش هم بند نبود
عجیب بود،همه چیز عجیب بود
بعد از سالها،
مرا با غریبه اى عوض کرد که خودم بودم
گاهى در زندگى غریبه شوید
آدمها گاهى غریبه ها را به عشقشان ترجیح میدهند!

#علی_قاضی_نظام

۰۱ارديبهشت
بازدید نماینده فلان ارگان بازدید امام جمعه شهر دیدار مدیر دانشگاه با فرماندار وبازدید های مختلف در جهت افزایش بار علمی وفرهنگی دانشگاه
 اخه افزایش بار فرهنگی تو بازدیدت در جهت افزایش فرهنگ به سرویس بهداشتی هم یه نگاه میکردی  میگفتی درستش کنن
اسمش بازدیده اما فقط حرف میزنن  تو دانشگاه راه نمیرن عیب وایراداشو ببینن یه راست سالن کنفرانش برا سخنرانی بعدشم نوبت پذیراییشون میرسه
تو کانال دانشگاه پره از عکسای این بازدیدا  به جا این عکسا نکردن زمان بن دانشجویی رو خبر بدن یه کار مفید کرده باشن

۲۴فروردين

چن وقت پیش مهران مدیری تو یه برنامه میگفت  طرف هیچ استعدادی نداره هیچ سرمایه ایم  نداره بعد میگه من تو این مملکت تلف شدم باید برم خارج

رفتم تو فکر اینکه ایا اسایش فقط حق پولدارا ونابغه هاست یا بهش گفتن از این حرفا بزن ملت نرن خارج

مردم عادی حق زندگی خوب ندارن اونا اذیت نمیشن ماها تو این سختیا تلف نمیشیم؟

اینم لطیفه تو تلگرامم بود به نظر متناسب بامتنمه

ﻣﯿﮕﻦ ﺗﻮ ﺟﻬﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻋﺬﺍﺏ ﻫﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺭﻭ ﻧﺎﺯﻝ ﻣﯿﮑﻨﻪ..
اﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻟﻢ ﻣﯿﺪﻥ و ﻣﯿﮕﻦ؛
ﻋﻬﻬﻬﻬﻬﻪ، ﺍﯾﻦ!!! 👉😂
ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ 😅


۲۲فروردين
یادمه یکی از اولین آموزه هایی که قبل از ورود به مدرسه مامان بارها و بارها باهام کار کرده بود این بود که دختر سر به زیری باشم و تو خیابون به صورت آدم ها خیره نشم. دختر باید سرش رو بندازه پایین، از یه گوشه آروم بره و بیاد. اولین چیزی که اینجا به شدت متعجبم کرد این بود که سر به زیر بودن تو خیابون هیچ معنایی نداره! همه به تو لبخند می زنن، اگه عطسه کنی بر می گردن و میگن: bless you و عجیب تر اینکه ممکنه یک دفعه، بدون هیچ منظوری، حالت رو بپرسن! این احوالپرسی معناش این نیست که تو یا چگونگی احوالت برای این غریبه های خوش اخلاق ذره ای اهمیت داره، بلکه معناش اینه که اینجا تعریف ادب با سرزمین تو فرق می کنه. اینجا ادب به معنای سکوت و سربه زیری نیست، خیلی وقتا به معنای مشارکت مودبانه و فعاله حتی اگه به یک احوالپرسی ظاهری ختم بشه.
امروز صبح یه پسر جوون تو خیابون جلوم رو گرفت، دست بندش رو که صورتی رنگ بود بهم نشون داد و گفت این دستبد صورتی نشانه ی سرطانه. بعد به لباسم اشاره کرد و گفت: you are pink. در عین حالی که بسیار متعجب شده بودم خندیدم و رد شدیم.
دارم کم کم یاد می گیرم از این غریبه های فعال نترسم!

وبلاگ ازاده